برچسب:
نویسنده: طاها احمدپور
برچسب:
نویسنده: طاها احمدپور
برچسب:
نویسنده: طاها احمدپور
برچسب:
نویسنده: طاها احمدپور
برچسب:
نویسنده: طاها احمدپور
داداش اومده اسپاگتی رو خورده و به مادر اشاره میزنه که چقدر خوبه ، من هم که حواسم نبود و ندیدم .. بعد میگه اه این چیه درست کردین؟ منم گفتم ناراحتی نخور .. وقتی که خورد و رفت تو اتاقش ، مادر میگه خیلی خوشش اومد ، داشت اذیتت میکرد .. خوشحال شدم .. خیلی زیاد :)
برچسب:
نویسنده: طاها احمدپور
برچسب:
نویسنده: طاها احمدپور
تو بعضی وبلاگ ها می رم اصلا دلم میخواد تمام نوشته های وبلاگ رو بخونم .. انقدر که صاحبش خوش سلیقه هست و یه وبلاگ شیک و ساده در کنار حرفهای قشنگ داره .. اما تو بعضی وبلاگ دیگه که میرم ، نخونده میام بیرون .. قالب یغور .. نوشته های نه چندان دلچسب .. زلم زیمبو آویزون :/
سادگی بهم آرامش میده
برچسب:
نویسنده: طاها احمدپور
برچسب:
نویسنده: طاها احمدپور
برچسب:
نویسنده: طاها احمدپور